چشم در چشم روباه

ایران و انگلیس

با توجه به وضعیت حاکم بر عرصه روابط بین الملل در می یابیم، در حال حاضر آنچه بر این عرصه احاطه دارد نه حقوق بین الملل، بلکه واقعیت محیط بر ساحت روابط بین الملل ، منطبق بر منطق قدرت است. به دیگر سخن، این قدرت است که تعیین کننده نوع مناسبات بین بازیگران است. همانطور که شاهد بودیم پس از پیگیری و شکایت ایران نسبت به نقض قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل از سوی ایالات متحده تا کنون هیچ اقدام عملی در این زمینه از سوی مجامع جهانی من جمله شورای امنیت که بالاترین نهاد اجرایی به منظور صیانت از ضمانت اجرای قطعنامه های این شورا محسوب میشود به وقوع نپیوسته است بلکه چه بسا این کشور ساختار شکن یعنی ایالات متحده است که در نقش مدعی و با استفاده از نفوذ خود خواستار تشکیل جلسه آژانس انرژی هسته ای به منظور بررسی و تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی در عمل به تعهدات برجامی خود می شود.
 از طرفی دیگر انگلستان که خود عضوی از امضا کنندگان برجام است با اقدامی معنا دار همسو با منافع ایالات متحده اقدام به توقیف نفتکش ایرانی می کند که تناقض این اقدام انگلستان  با قوانین حقوق بین الملل را در نوشتارهای گذشته مورد پروا قرار دادیم، اما آنچه محل بحث است توقیف کشتی انگلیسی استینا ایمپرو در تنگه ی هرمز ،توسط جمهوری اسلامی است که اقدام ایران در این عرصه همان استراتژی توقیف در برابر توقیف یا همان کشتی در برابر کشتی است که محتمل ترین واکنش ایران نسبت به اقدام انگلستان نیز همین استراتژی بود چرا که در صورت انفعال جمهوری اسلامی در مقابل این اقدام وقوع حوادثی مشابه امری محتمل به نظر می رسید، از اینرو تحت تاثیر این اقدام قاطعانه، شاهد بودیم که عربستان سعودی در ظرف زمانی بسیار کوتاه اقدام به رفع توقیف کشتی ایرانی هپینس می کند و جمهوری اسلامی با این اقدام اثبات می کند که  امنیت خط قرمزی است که برای حفظ آن حاضر به پرداخت هزینه است حتی اگر این خط قرمز از سوی ایالات متحده و پهپاد آمریکایی مورد تهدید قرار گرفته باشد، ایران نسبت به آن قاطعانه پاسخ خواهد داد.
همچنین با بررسی این اقدام از زاویه ای دیگر باید گفت استراتژی توقیف در برابر توقیف باعث قدرت چانه زنی جمهوری اسلامی در جهت آزادی نفتکش ایرانی در توقیف انگلستان خواهد شد و آنچه از سوی انگلستان و متحدانش در واکنش به توقیف کشتی استینا ایمپرو صورت خواهد گرفت رجزخوانی در جهت محک اراده جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.
در آخر باید گفت این انگلستان آن هژمون سال 1857 نیست که با به توپ بستن چند شهر جنوبی ایران اقدام به تحمیل معاهده پاریس و در نتیجه جدا سازی هرات از ایران کند و نه دیگر آن روباه پیر است بلکه شغالی است که در پی سایه ی شیر است، به دنبال برگزیت در پی کسب رضایت ایالات متحده است اما برنامه ریزی اشتباه و عدم قدرت پیش بینی تبعات ناشی از آن ، باعث ایجاد چالشی حیثیتی برای انگلستان شده است.

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *