تقابل قدرت هوشمند آمریکایی و ایرانی

با نگاهی به پارادایم ها و دکترین روسای جمهور مختلف ایالات متحده شاهد چرخش پاردایمی در سیاست خارجی روسای مختلف جمهوری این کشورها مبتنی بر قدرت سخت و نرم بودیم به نحوی که در زمان جمهوری خواهان همواره بخش سخت قدرت مورد توجه بوده و در زمان زمامداری دموکرات ها قدرت نرم مورد توجه قرار گرفته است که این دو دیدگاه و رویکرد مختلف در عملکرد کلینتون و بوش به روشنی قابل ادراک است، اما ناکار آمدی هر یک از این دو رویکرد به تنهایی، زمینه ساز ورود مفهومی جدید به این عرصه به نام “قدرت هوشمند” شد .
به گفته “زاک سیلبرمن”: «قدرت هوشمند نه سخت است و نه نرم، قدرت هوشمند ترکیب ماهرانه این دو است. قدرت هوشمند یعنی طراحی یک راهبرد یکپارچه، یک پایگاه برای منابع و یک جعبه ابزار برای برآوردن اهداف کشور آمریکا»، بر اساس شرایط فعلی تعامل ایالات متحده با جمهوری اسلامی ایران را می توان بر اساس پارادایم مدیریت آینده و زمینه پروری جهت اقدام آمریکا و دکترین قدرت هوشمند جوزف نای و پروژه موسسه سی آی اس آی با هدف باز آفرینی قدرت نرم آمریکا جهت رهبری جهانی ارزش ها و زمینه سازی ایجاد مشروعیت سیاسی برای اعمال قدرت نظامی، مورد تحلیل و ارزیابی قرار داد.
به نحوی که ایالات متحده با تلفیقی از قدرت نرم و سخت و استفاده از ابزارهای گوناگون از جمله فعالیت های شبکه ای منظم و روشمند رسانه ای ، اقتصادی و توسل به تهدید با استفاده از قدرت نظامی در پی کسب امتیاز لازم از جمهوری اسلامی است. به عبارتی دیگر این استراتژی تلفیقی ، همان استراتژی قدرت هوشمند آمریکایی در ارتباط با نظام جمهوری اسلامی است از این‌رو جمهوری اسلامی نیز در مقابله با این استراتژی باید هوشمندانه رفتار کند و علاوه بر قدرت سخت نظامی در بعد نرم قدرت نیز بازدارندگی ایجاد کند.

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *